تبلیغات
خدای جنگ - نگاهی نزدیک به افسانه های یونان(قسمت اول)

نگاهی نزدیک به افسانه های یونان(قسمت اول)

یکشنبه 4 مرداد 1388 09:59 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: افسانه های یونان ،

دنیای باستانی و خدا محور(خداهای مختلف كه بر هر امر طبیعی نظارت دارند و به درجه انتهایی درك دست یافته اند) یونان به و به وسیله خدای برترEurynome كه بر تمام امرهای دنیا به طور یكسان میرسید و جهان را به طور عادلانه در صلح و آشتی به این صورت آفرید او میدانست كه نمیتواند به تمام جهان به طور یكسان برسد لااقل برای همیشه نمیتوانست پس با یكی كردن یك مار عظیم و بادهای كه از شمال یونان میوزید خدای محبت Eros  را خلق كرد كه بر محبتها نظاره گر باشد و خطا كاران بر امر محبت را مجازات و به كسانی كه در این امر پیشرو بودند پاداش دهد او Eros را به عنوان اولین خدای متولد شده از دستان خود معرفی كرد ولی عوامل دیگری احتیاج به نظارت خدای را میطلبید  Eurynome بر این امر واقف بود بنابراین برای هر عاملی خدای آفرید او Uranus را آفرید و به او عنوان مادر زمین و خدای آسمان را داد تا بر آسمان برتری یابد و برای انواع پرندگان نیز خدایی آفریده باشد Uranus ناظری بر بهشت و آفریننده آن هم بود تا روح افراد مرده سر در گم نباشد (سیاره اورانوس از نام این شخصیت باستانی یونان الگو گیری شده). Eurynome برای  او تضادی نیز آفرید Gaia او به عنوان خدای برای جهنم منصوب شد و برای دادن سزای گناه كاران در جهنم ناظری سخت گیر و روح آزار باشد. خورشید نیز به خدای نیاز داشت و این بار با در هم آمیختن قدرت Gaia و Uranus خدای خورشید را خلق كری تا ناظری بر تابیدن خورشید و روز شب مردمان باشد و در انتها به وسیله ی امواج خروشان زمین را از آسمان جدا ساخت و در كنار این خدایان فرمان بردار موجوداتی پلید و عجیب نیز برای تشخیص خوب از بد به وجود آورد كه از جمله آنها الهه ها، حیواناتی كه هم اكنون در دنیای ما زندگی میكنند البته با ظاهر های زمان خود، خوب مبدانید در زمان انسانهای اولیه برای مثال پلنگها به صورت بزرگ تر و وحشی تر میزیستند  مارها بسیار بزرگ تر بودند و دایناسورها، قدرت پیش گویی برای معدود از افراد و حتی انسان های بسیار سالم و پاك كه به مردم كمك میكنند تا راه راست را از بد تشخیص دهند و در كنار این موجودات غولهای عظیم را برای تضاد بین این موجودات آفرید و در كنار همه اینها نسلی به نام Kronus را آفرید تا جهان را كامل كرده باشد و سالها به خدای Eurynome و دیگر خدایان سپری شد ولی طولی نكشید تا Kronos اكثر خدایان را نابود ساخت و پلیدی سایه خود را بر جهان آشكار كند و Kronos سالها را با ظلم به مردم سپری كرد تا یك روز كه Kronos در هنگام انجام كارهای معمول هر روز خود ناگهان شاهد تاریكتر شدن غیر طبیعی  محیط اطراف شد سر خود را بالا برد و دید كه خورشید خاموش میشود و خطاب به Kronos‌ میگوید:(خورشید متشكل از Gaia و Uranos است( ای كرونوس روزی یكی از فرزندان تو بر تو پیشی میگیرد و  تو را از بین میبرد   

كرونوس با شنیدن این كلمه به شدت نگران شد و تصمیم خود را قطعی ساخت شب بعد خوردن غذا تمامی فرزندانش را بلعید Gaia بعد از این اتفاق بسیار خشمگین شد، در همان زمان فرزندی از كرونوس به دنیا آمد

Zeus او به عنوان تنها راه چاره بود و Gaia این را میدانست پس از بلعیده شدن زئوس جلوگیری كرد و او را با سنگی تعویض و به خورد كرونوس داد و او كه نمیدانست سنگ را به جای بازمانده نسل خود خورده به سراغ Rhea همسر خود رفت و او را كشت و خورد. تا دیگر فرزندی برای غلبه بر خود به دنیا نیاورد

در حالی كه Gaia  به بزرگ كردن زئوس میپرداخت. او برای نابودی پدر به برادران و خواهران خویش نیاز داشت و Gaia از  )Metisهمسر اول كرونوس) خواهش كرد كه در غذای كرونوس داروئی بریزد تا او دچار حالت تهوع شود و برادران و خواهران زئوس را بالا بیاورد اما Metis در اوایل امتنا میكرد ولی بالاخره راضی شد كه این كار را بكند و این كار را انجام داد و Gaia فرزندان را در حالتی كه كرونوس دچار حالت تهوع بود از قصر خارج كرد و زئوس و دیگر فرزندان یعنی Hestia خواهر او Demeterدیگر خواهرش ,Hera  و دو برادر دیگر زئوس یعنی  Hadesو  Poseidonجلسه ای بر گزار كند برای تصمیم در چگونگی كشتن پدر   او را برای نابود ساختن پدر آماده میكرد....زئوس بزرگ شد و به قول خود به Gaia عمل كرد و كرونوس را به مبارزه دعوت كرد و كرونوس كه نمیدانست با پسر خود مبارزه میكند جنگ را آسان گرفت و زئوس توانست پدر را كنار بگذارد. زئوس بعد از بر كنار كردن پدر خود را خدای خدایان جهان خطاب كرد و دیگر برادران كه به قدرت او آگاه بودند به او شكایتی نكردند بلكه او را تشویق نیز نمودند و به این ترتیب زئوس توانست بر دنیا حكومت نماید زئوس نیز مانند Eurynome میدانست كه اداره جهان به خدایان متفاوت دارد كه بر همه چیز نظارت كنند ولی اگر كرونوس به هر طبیعتی خدای میداد او نیز الان حكومت خود را در دست داشت ولی زئوس اشتباه پدر را تكرار نكرد و Poseidon را خدای اقبانوس ها قرار داد تا بر آبها مسلط شود و خواهرش Hestia را خدای آتش نامید تا به موقع آتش را فرا خواند و Hera به عنوان خدای ازدواج و زایمان منصوب گردید تا بر رشد جمعیت كشور و جهان خود نظاره كند و دیگر خواهر خود Demeter را به عنوان پیامبری خطاب كرد تا بر این امر نیز واقف باشد او Hades را به عنوان خدای مردگان منصوب نمود پس به این صورت هر تكه از زمین به قالب كشوری در آمد و خدایان را در كوهی در تسال یونان به نام(Olympus) گرد هم آورد و خود به عنوان خدای خدایان در بلندترین مكان كوه كاخی برای خود ساخت و برادران و خواهرانش بر حسب درجه طبقه به طبقه پایین میرفتند و هر یك در طبقه زئوس گرد هم آمده و به خوردن غذا میپرداختند و با یك مشورت میكردند تا مشكلات روزمره  را با استفاده از نیروها خود حل كنند. بعد از مدتی زئوس در كمال تعجب با خواهر خود Hera ازدواج نمود و حاصل این ازدواج دو فرزند یكی پسر و دیگری دختر بود كه هم زمان با یكدیگر و به دنیا آمدند و حكم دوقلو را داشتند یكی را Athena نام گرفت و به خاطر لطافت ،زیبای و دانای بیش از حد به عنوان خدای علم و زیبای ملقب شد و به این عنوان در آمد و برادرش Ares نام گرفت او نیز به خاطر مهارت در جنگ خدای جنگ نام گرفت.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 مرداد 1388 10:12 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30