تبلیغات
خدای جنگ - داستان بازی (قسمت ششم)

داستان بازی (قسمت ششم)

دوشنبه 5 مرداد 1388 07:59 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: داستان بازی ،

كراتوس با دنیای از اندوه به آتن برگشت و خود را آماده مرگ كرده بود آرس نیز خود را برای كشتن او آماده ساخت كه ناگهان هدیه پایانی خدایان یعنی شمشیر خدایان كه تمام خدایان در ساخت آن مشاركت داشتند بر وی نازل شد آرس كه بشدت از كراتوس وحشت پیدا كرده بود به او گفت:  با اتحاد بین ما دو نفر میتوانیم دنیا را تسخیر كنیم و خدای دوگانه را بر زمین حكمران بسازیم، این من بودم كه به تو جنگیدن را آموختم و در لحظه مرگت به تو كمك كردم و تو را چنین جنگجوی با مهارتی ساختم و كراتوس در جواب به وی گفت: در این شك ندارم كه تو در كارت موفق بودی و شمشیر خدایان را در قلب آرس فرو برد و در زیر گوش او زمزمه كرد هیچ كس در مقابل من تاب مقاومت ندارد حتی زئوس و با این كار توانست آتن را آزاد سازد و آتنا نیز برای جامه عمل پوشاندن به وی گفت: كراتوس تو از این پس از بی گناه هستی و گناه های تو بخشیده و از ذهنت پاك میشود ولی باید تا ابد با كابوس كشتن زن و فرزند خود زندگی كنی این تاوان قدرت طلبی و به خاك و خون كشیدن مردم بی گناه است. كراتوس كه میدانست از شر این كابوس رهایی پیدا نمیكند به بالای بلندترین صخره یونان رفت و خود را از آن پایین انداخت تا به خیال خود از این كابوس رهایی یابد ولی زئوس در اینجا به او جان دوباره میبخشد و او را به بالای صخره میبرد و مجسمه آتنا به او میگوید: كه كسی كه این همه كار برای من و دیگر خدایان میكند هرگز نخواهد مرد و او را به عنوان خدای جنگ جدید منصوب كردند و شمشیر Blood Of Chaos‌ را به او بازگرداندند خدایان برای هدیه صحنه های جنگ تمامی اسطوره های یونان را به صورت فیلمی در ذهن او به نمایش میگذارند تا تجربیاتش در این زمینه ارتقاء یابد.

كراتوس در بستر مرگ مادر كه هنوز نمرده بود و نفسهای آخر را میكشید به او گفت كه نام پدرش را به او بگوید  و مادر زمزمه ای زیر گوش وی كرد و سپس تبدیل به حیوان دیو صفت شد و به كراتوس حمله كرد تا او را بكشد و كراتوس با اینكه مادرش را بیش از خود دوست داشت به او ضربه ای كاری وارد كرد و او را به دیار هیدز بفرستد آیا میدانید آن زمزمه چه بود: زئوس....

آری زئوس پدر كراتوس است ولی این پدر محبوب پسر نیست حالا والا ترین هدف كراتوس نابودی زئوس است كراتوس به Olympus بازگشت و تمامی خدایان را نابود ساخت ولی بعضی از آنها را نمیتوانست نابود سازد البته نه این كه نكشت آنان به ظاهر فناناپذیر بودند هیدز كه خود خدای مردگان است و كشتن او را باید  راهی دیگر را امتحان كرد پوسایدون كه در قطره قطره آب وجود دارد و راهش قطعا خشكاندن زمین نیست پس كشتن او نیز كار سختی است و زئوس كه خدای تمامی خدایان است و پدر كراتوس نقش اول بازی پس كشتن او نیز در نسخه سوم بازی سخت است، بسیار سخت...ولی كراتوس در انتها وعده نابودی تك تك آنها را داد و...............




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -