تبلیغات
خدای جنگ - داستان بازی (قسمت هفتم)

داستان بازی (قسمت هفتم)

دوشنبه 5 مرداد 1388 08:14 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: داستان بازی ،

پس از چند روز كراتوس به شهر رودوس رسید كه در این هنگام اتنا از او خواست به این جنگ پایان دهد اما او با خودخواهی گفت من به كسی نیاز ندارم و رهسپار شهر می شود شروع به تخریب انجا می كند اما آتنا كه عصبانی از او بود در هیبت یك مرغ به شهر می اید كراتوس را به اندازه اولیه بر می گرداند و مجسمه شهر را زنده ومجبور به مقابله با كراتوس می كند . كراتوس با قدرتی كه خدایان باور نمی كردند مجسمه را در چند مبارزه شكست داد اما در مبارزه اخر زئوس با فرستادن شمشیر بلید آ ف المپیوس (شمشیری كه زئوس با ان كرورنوس را كشته بود ) او در ظاهر به كراتوس كمك كرده اما باطن چیز دیگری است . كراتوس تمام قدرت هایش را در شمشیر می گذارد تا انرا به حداكثر قدرت برساند اما بعد از كشتن مجسمه ، مجسمه روی او ودر برابر لشكریانش سقوط می كند در اینهنگام زئوس ظاهر می شود و به كراتوس فرصت دیگری می دهد اما كراتوس قبول نمی كند و زئوس اورا می كشد در نتیجه او برای دومین بار به دنیای مردگان سقوط می كند اما در این لحظه از مادر زمین برای او كمك می آید و به او می گوید اگر می خواهد سرنوشتش را تغییر دهد باید به دنبال سه خواهر سر نوشت باشد كراتوس شكست ناپذیر در نبردی خونین به رادئوس بر می گردد و در آنجا به اخرین سربازش می گوید كه به اسپارت برگردد و لشكر جدیدی بسازد تا او از زئوس انتقام بگیرد . پس از رفتن سرباز كراتوس سوار اسب بال دارش (پگاسوس) تا به المپیوس برود اما اسب سرباز می زند اما گایا به او می گوید هنوز قدرت ندارد و اول باید پیش سه خواهر برود .و به او پیشنهاد كرد به اول به پیش تایتان تایفون خدای سابق طوفان برود كراتوس به آنجا می رود ولی پگاسوس در چنگ تایفون اسیر می شود و او مجبور به پیدا كردن ابزار جدیدی برای نجات اسبش می شود در كراتوس در هنگام جست و جو به خدای پیشین آتش بر می خورد كه چون آتش را در اختیار مردم قرار داده زئوس به او عذاب ابدی داده است كراتوس او را آزاد می كند وبا كمك اسلحه جدیدش او را از عذاب نجات می دهد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -