تبلیغات
خدای جنگ - افسانه ی پگاسوس

افسانه ی پگاسوس

جمعه 21 اسفند 1388 10:54 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: افسانه های یونان ،

پگاسوس (به یونانی:Πήγασος ) و (به انگلیسی: Pegasus) در اسطوره‌های یونان، اسب بالدار جاودانی؛ یار باوفای بلروفون است.

وقتی پرسئوس سر مدوسا را برید، مدوسا از پوزئیدون حامله بود، از گردن بریدهٔ او پگاسوس به دنیا آمد.

پگاسوس توسط بلروفون اهلی شد. پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، مرکب او بود و به او در از بین بردن کایمرا کمک کرد. اما زمانی که بلروفون می‌خواست به کمک او به المپ برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.

بخش 8 بلوفرون

بلروفون (به یونانی:βελλεροφῶν، به انگلیسی: Bellerophon )، در اسطوره‌های یونان، پسر گلاوکوس (پادشاه افورا) است.

بلروفون، فرزند بهترین اسب سوار آن زمان، و از سنین کم اسب سواری را نزد پدر خود آموخت. بلروفون شاگرد باهوشی بود. وقتی شانزده ساله شد، میل شدیدی به ماجراجویی داشت، به همین ترتیب به دنبال آن رفت. در سفر خود با پرویتوس آشنا شد، کسی که با بلروفون دوستی الکی را آغاز کرد. در حقیقت، پرویتوس به شدت به بلروفون حسد می‌ورزید و به‌دنبال خلاص شدن از دست او بود. برادرش را غیرعمدی کشت و از افورا تبعید شد و به دربار پرویتوس رفت. زن پریتوس، استنبویا، او را به قصد تجاوز متهم کرد. پرویتوس او را با پیغامی نزد پدرزنش، یوباتس فرستاد. یوباتس بلروفون را به جنگ خیمایرا، اژدهای آتشین فرستاد تا کشته شود، اما بلروفون به کمک اسب بالدارش پگاسوس که آتنه به او داده بود، اژدها را کشت. بلروفون بعدها خواست با اسبش به آسمان‌ها و قلمرو خدایان رود اما زئوس خرمگسی را فرستاد تا اسب را نیش بزند و اسب بلروفون را به زمین انداخت. بلروفون تا پایان عمر روی زمین زیست.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -