تبلیغات
خدای جنگ - افسانه ی پر سئوس

افسانه ی پر سئوس

جمعه 21 اسفند 1388 10:57 ق.ظ

نویسنده : رضا محمدزاده
ارسال شده در: افسانه های یونان ،

پرسئوس اولین قهرمان افسانه‌های یونان باستان و و همچنین به همراه آشیل مشهور ترین آنها هم است. مادر وی دانائه وی را از خدای خدایان زئوس حامله شد که اینجای داستان بسیار شبیه به سرگذشت حضرت مسیح است. آکریسیوس پدر دانائه، دختر و نوه‌ خود را در جعبه‌ای قرار داد و به دریا انداخت تا کشته شوند. زئوس آن‌ها را به سلامت به جزیرهٔ سریفوس رساند و در آن‌جا پولودکتس پادشاه جزیره نجاتشان داد.

بعدها پولودکتس (پادشاه جزیره سریفوس)عاشق مادر پرسئوس شد و چون پرسئوس را مانع وصال با دانائه می‌دید او را به امید آن ‌که هلاک شود، مامور آوردن سر مدوسا کرد. مدوسا زنی بود که با نگاهش هر کسی را سنگ می‌کرد.برای موفقیت در این ماموریت هر کدام از خدایان به او چیزی عطا کردند،کرونوس آن شمشیری را که به وسیله آن آلت تناسلی اورانوس را قطع کرد به وی داد،هادس خدای مرگ کلاهی به وی داد که نامرئی کننده بود،و هرمس کفشهای بالداری به او داد که به وسیله آنها می‌توانست پرواز کند.وی سر مدوسا را به آتنا داد که در مجسمه‌هایش این سر بر روی سپر وی قرار دارد.

در راه بازگشت در جزیره‌ای توقف نمود.زن پادشاه جزیره که به زیبایی خود مغرور گشته بود خشم خدای دریا پوزیدون را بر انگیخته بود و خدای دریا نیز برای تنبیه او نیز سیل و یک هیولای دریایی را فرستاده بود که مردم را می‌کشتند.در مورد این مشکل با کاهنان معبد مشورت شد و آنها تنها راه چاره را این میدیدند که دختر پادشاه یعنی آندرومدا به صخره‌ای بسته شود تا هیولا وی را بکشد و پوزیدون آرام گیرد.پرسئوس در راه بازگشت این صحنه را مشاهده کرد و غول دریایی را از پای درآورد و با آندرومدا ازدواج کرد.

  




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -